نامزد اصلح کیست

حمایت چهره های معروف از حسن روحانی

حلول ماه رمضان مبارک باد
نویسنده : محمد سعید رضائی - ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۸
 


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : محمد سعید رضائی - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٦
 
سخنان پیامبر (ص) درباره ماه مبارک رمضان در اواخر ماه شعبان

 سید قدس سره در «اقبال» از کتاب «بشارة المصطفی لشیعة المرتضی» با استناد آن به «حسن بن علی بن فضال» از امام رضا از پدرانش، از امیرالمؤمنین – درود و سلام بر آنان – روایت نموده که که حضرت فرمودند: رسول خدا (ص) روزی برای ما سخنرانی نمود و فرمود:

«مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و بخشش گناهان نزدیک است؛ ماهی که نزد خدا برترین شبها و ساعتهای آن بهترین ساعتهاست؛ ماهی است که در آن به میهمانی خدا دعوت شده و شما را در این ماه از کسانی قرار داده اند که شایسته کرامت خدا هستند. نفس کشیدن شما در آن تسبیح و خوابیدنتان در ان عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعای شما در آن مستحبات است. پس با نیتهایی راست،‌ و دلهایی پاک از خدا بخواهید شما را موفق ره روزه آن، و خواندن کتابش نماید. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه بزرگ محروم شود.

با تشنگی و گرسنگی خود در آن، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را بیاد آورید. به فقیران خود صدقه بدهید؛ بزرگان خود را در آن احترام کنید؛‌ کوچکترها را مورد رحمت خود قرار دهید و صله رحم بجا آورید. زبانهای خود را حفظ کرده، دیدگان خود را از آنچه نگاه به آن حلال نیست، نگهدارید. با یتیمان مردم مهربانی کنید تا با یتیمان شما مهربانی شود. به درگاه خداوند از گناهان خود توبه کنید. هنگام نماز دستهایتان را با دعا بطرف او بلند کنید؛ زیرا این وقت بهترین اوقات است و خداوند در آن هنگام با نظر رحمت به بندگانش نگاه کرده و هنگامی که از او بخواهند و با او مناجات نمایند،‌ جواب آنان را می دهد. و اگر او را صدا بزنند،‌ به آنان لبیک می گوید. و اگر دعا کنند، دعایشان را مستجاب می کند.

مردم! شما زندانی اعمال خود می باشید، با استغفار خود را آزاد کنید. پشتهایتان را از گناه سنگین است با طولانی نمودن سجده های خود آن را سبک نمایید. بدانید خداوند به عزت خود سوگند خورده است که سجده کنندگان و نمازگزاران را عذاب نکند و در روزی که مردم برای پروردگار جهانیان بر می خیزند، آنان را با آتش نترساند.

مردم! کسی که به مؤمن روزه داری افطار بدهد،‌ ثواب آزاد کردن یک بنده و آمرزش گناهان گذشته خود را دارد. عرض کردند: رسول خدا! همه ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم. حضرت فرمودند:‌ از آتش بپرهیزید، گرچه با نیمدانه خرمایی. از آتش بپرهیزید، گرچه با جرعه آبی.

مردم! هر کدام از شما که اخلاق خود را در این ماه اصلاح کند، روزی که در صراط پاها می لغزد، جوازی بر صراط خواهد داشت. و هر کدام از شما که بر بنده و کنیز خود آسان بگیرد،‌ خداوند در حساب بر او آسان خواهد گرفت؛ و کسی که شر خود را در آن باز دارد،‌ خداوند در روزی که او را ببیند غضب خود را از او باز می دارد. کسی که یتیمی را بزرگ بدارد،‌خداوند در روزی که او را ببیند او را بزرگ خواهد داشت؛ و کسی که در این ماه صله رحم کند، خداوند روزی که او را ببیند او را به رحمت خود وصل می کند. کسی که در آن قطع رحم کند، خداوند روزی که او را می بیند رحمت خود را از او قطع خواهد نمود. و کسی که یک نماز مستحبی بخواند خداوند برای او خلاصیی از آتش می نویسد. و کسی که عمل واجبی انجام دهد ثواب کسی که هفتاد واحب را در ماهی غیر از این ماه انجام دهد،‌ خواهد داشت. و کسی که در این ماه زیاد بر من صلوات بفرستد، روزی که ترازوها سبک است، خدواند ترازوی او را سنگین می نماید. و کسی که یک آیه از قرآن بخواند، مانند پاداش کسی که قرآن را در ماهی غیر از این ماه ختم کند، خواهد داشت.

مردم! درهای بهشت در این ماه باز است،‌ از پروردگار خود بخواهید آن را به روی شما نبندد؛‌ درهای جهنم نیز بسته است از پروردگار خود بخواهید آنان را بر شما مسلط نکند.

امیر المؤمنین علیهم السلام فرمود: برخاستم و عرض کردم رسول خدا! برترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمودند: اباالحسن! برترین اعمال در این ماه دوری گزیدن از حرامهای خدای عزیز و بزرگ است. سپس گریه کرد. عرض کردم چرا گریه می کنی، رسول خدا! فرمود: علی! بخاطر حلال شمردن تو در این ماه است؛ گویا با تو هستم و تو برای پروردگارت نماز می خوانی و بدبخت ترین اولین و آخرین، همانند «پی کنند شتر ثمود» ضربه ای به جلو سرت می زند که موی صورتت با آنان رنگین می شود.

امیر المؤمین علیهم السلام فرمود: عرض کردم: رسول خدا! آیا در آن حال دینم سالم است؟ فرمود: آری، دینت سالم است. سپس فرمود: علی! کسی که تو را بکشد مرا کشته و کسی که با تو دشمنی کند با من دشمنی نموده و کسی که به تو ناسزا بگوید، ‌به من ناسزا گفته، زیرا تو مانند نفس من هستی روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است؛ خدای عزیز و بزرگ مرا آفرید؛‌ تو را نیز آفرید و مرا برگزید! و تو را؛ خدای عزیز و بزرگ مرا آفرید؛ تو را نیز آفرید و مرا برگزید! و تو را؛ من را برای پیامبری انتخاب نمود و تو را برای امامت اختیار کرد.

بنابراین کسی که امامت تو را انکار کند پیامبری من را انکار کرده. علی! تو وصی من، پدر فرزندانم، همسر دخترم و جانشین من در میان امتم در زندگی من و بعد از مرگ من هستی. امر تو امر من و نهی تو نهی من است. به کسی که مرا به پیامبری برانگیخته و مرا بهترین مردم قرار داد، قسم می خورد که تو حجت خدا بر خلق او و امین او بر رازش،‌ و جانشین او در میان بندگانش می باشی.»


 
comment نظرات ()
 
زندگینامه شهید حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر
نویسنده : محمد سعید رضائی - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

 

ولادت و تحصیل دکتر باهنر

شهید محمد جواد باهنر در سال 1312 در شهر کرمان در محله ای به نام "محله شهر" که از محله های بسیار قدیمی و مخروبه شهر کرمان بود، به دنیا آمد. ایشان فرزند دوم خانواده و دارای نه خواهر و برادر بود. پدر ایشان پیشه ور ساده ای بود که زندگی محقرانه ای داشت و به واسطه مغازه کوچکی که در سرگذر محله داشت امرار معاش می کرد. شهید باهنر در سن پنج سالگی به مکتب خانه ای سپرده شد و نزد بانوی متدینه ای قرآن را فرا گرفت از حدود یازده  سالگی با راهنمایی حجةالاسلام حقیقی، فرزند بانوی متدینه مکتب خانه، به مدرسه معصومیه کرمان وارد شد و تعلیم دروس حوزوی را آغاز نمود. حجةالاسلام ایرانمنش پسردائی شهید باهنر در این باره می گویند: "حدود سن 5 سالگی بود که با هم در کرمان به مکتب خانه رفتیم، در آنجا خواندن قرآن و در ضمن خواندن فارسی و دیوان حافظ را فرا می گرفتیم. در آن زمان مدرسه خیلی کم بود و تعداد معدودی بودند که به مدرسه می رفتند و کسانی که از نظر مالی در حد متوسط و یا ضعیف بودند به همین مکتب خانه اکتفا می کردند و بعد دنبال کسب و کارمی رفتند؛ چون دیگر مقتضیات زمان اجازه نمی داد. مدرسه معصومیه بعد از سالها که در دوران رضا خان تعطیل شده بود، فعالیت های خود را آغازکرد و چند نفری از طلاب را پذیرا شده بود. شهید باهنر مقدمات را با نصاب البیان و جامع المقدمات شروع نمود و در کنار دروس رسمی حوزوی، تحصیلات جدید را نیز پی گرفت و به صورت متفرقه در امتحانات شرکت می نمود و موفق شد مدرک پنجم علمی قدیم را اخذ کند. در این دوران، تحصیلات دینی ایشان به حدود سطح رسیده بود و در اوائل مهر ماه 1332 جهت ادامه تحصیلات دینی عازم شهر قم گردید. در سال اول ورود به حوزه علمیه قم، در مدرسه فیضیه سکونت یافت و دروس کفایه و مکاسب را نزد اساتیدی چون آیت الله سلطانی، آیت الله مجاهدی و شیخ محمد جواد اصفهانی فرا گرفت و در همین سال بود که دیپلم  کامل متوسطه را نیز اخذ کرد. در ادامه و تکمیل دروس دینی از سال 1333 به درس  خارج علما حاضر شد و ضمن شرکت در درس خارج فقه آیت الله بروجردی که آن زمان با توجه به مرجعیت ایشان و گستردگی درس از نظر تعداد شاگردان صورت خاصی داشت به درس خارج اصول حضرت امام خمینی (ره) نیز حاضر می شد و مدت هفت سال یعنی تا اوائل سال 41 از دروس خارج فقه و اصول امام بهره مند گردید. شهید باهنر هم چنین به مدت شش سال در درس فلسفه (اسفار) علامه طباطبائی شرکت نمود و در کنار آن نیز از درس تفسیر علامه که بعدها به صورت کتاب "المیزان" منتشر شد بهره های فراوانی کسب نمود. شهید باهنر در توصیف دوران تحصیل خود در حوزه عملیه چنین می گوید: "ما بهترین خاطرات علمی و تحصیلی مان را در این دوراننه ساله تحصیلات قم داریم" در سال سوم ورود به حوزه علمیه قم و پس از گرفتن مدرک دیپلم، دکتر باهنر در امتحانات دانشگاه شرکت کرده و وارد دانشکده الهیات شد و به ادامه تحصیلات دانشگاهی در کنار دروس حوزوی پرداخت و با توجه به این که دروس دانشگاهی از نظر علمی و کیفی مطالب جدید  و تازه ای برای ایشان نداشت، به ندرت در کلاسها حضور پیدا می کرد و لذا حدود سال 37 دوره لیسانس را به پایان رساند. در ادامه تکمیل تحصیلات دانشگاهی و پس از اخذ لیسانس، دوره فوق لیسانس رشته امور تربیتی و دکترای الهیات را گذراند. شهید باهنر در حدود سالهای 36-35 به شهر مقدس نجف مشرف شد و تصمیم داشت در آنجا به ادامه تحصیلات دینی خود بپردازد، لذا در مدرسه آیت الله بروجردی سکونت یافت و در درس آیت الله حکیم شرکت می نمود، اما به دلایلی از جمله حضور عالمان برجسته در حوزه علمیه قم، مجدداً به حوزه علمیه قم بازگشت. مدت توقف ایشان در نجف به یک سال نیز نرسید.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
ماه شعبان در کلام امام خمینی (ره)
نویسنده : محمد سعید رضائی - ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٤
 

ماه شعبان در کلام امام خمینی (ره)

این عید سعید بر همه مسلمین جهان و مستضعفان مبارک باد . ما در ماه شعبان هستیم و چند روز دیگر در ماه رمضان واقع می شویم . ماه رمضان ،ماه نبوت است و ماه شعبان ،ماه امامت . ماه رمضان ، لیلة القدر دارد وماه شعبان ، شب نیمه شعبان دارد که تالی لیلة القدر است . ماه رمضان مبارک است برای این که لیلةالقدر [دارد ] و ماه شعبان مبارک است برای این که نیمه شعبان دارد . ماه رمضان مبارک است برای این که نزول وحی در او شده است یا به عبارت دیگر ، معنویت رسول خدا وحی را نازل کرده است و ماه شعبان معظم است برای این که ماه ادامه همان معنویات ماه رمضان است . این ماه مبارک رمضان جلوه لیلةالقدر است که تمام حقایق ومعانی در او جمع است . ماه شعبان ، ماه امامان است که ادامه همان است . در ماه مبارک رمضان ، مقام رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله ) به ولایت کلی الهی بالاصاله تمام برکات را در این جهان بسط داده است و ماه شعبان ، که ماه امامان است ، به برکت ولایت مطلقه ، به تبع رسول الله همان معانی را ادامه می دهد ...
ماه شعبان ، ماه ولایت است و همه این معانی را ادامه می دهد .ماه رمضان مبارک است که قرآن بر او وارد شده است ،و ماه شعبان مبارک است که ادعیه ائمه ( علیهم السلام ) در او وارد شده است .


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : محمد سعید رضائی - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٥
 

میلاد حضرت سجاد (ع)

فرارسیدن میلاد حضرت سجاد (ع) را بر همه مسلمانان و مخصوصا وبلاگ نویسان عزیز تبریک می‌گوید.


 
comment نظرات ()
 
میلاد حضرت عباس (ع)
نویسنده : محمد سعید رضائی - ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٤
 

میلاد حضرت عباس (ع)

 فرارسیدن میلاد حضرت عباس (ع) ؛ اسوه ولایت پذیری ، اسطوره‎ی وفاداری ، میلاد فرزند شجاعت ،  الگوی رشادت و شجاعت  را بر همه مسلمانان و مخصوصا وبلاگ نویسان عزیز تبریک می‌گوید.


 
comment نظرات ()
 
میلاد امام حسین (ع)
نویسنده : محمد سعید رضائی - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳
 

میلاد امام حسین (ع)

 فرارسیدن میلاد امام حسین (ع) نور دو چشمان علی را بر همه مسلمانان و مخصوصا وبلاگ نویسان عزیز تبریک می‌گوید.


 
comment نظرات ()
 
بسیج ، مدرسه عشق
نویسنده : محمد سعید رضائی - ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
 


"بسیج ، مدرسه عشق"

"بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش برگلدسته های رفیع آن اذان شهادت و رشادتسر داده اند. بسیج، میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا می خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند. چراکه در این دنیا افتخارم این است"که خود بسیجی ام "

«امام خمینی (ره)»

عظیم ترین و ارزشمندترین سرمایه هرجامعه ، نیروی انسانی است که اساس تحرک و پیشرفت اجتماع به شمار می آید ؛ بدیهی است که حیات یک جامعه ، بروز تغییرات و ایجاد فعل و انفعالات در راهیابی به سوی کمال و تعالی، توسط جوانان صورت می گیرد و این واقعیتی انکار ناپذیر است، زیرا جامعه ای که فاقد پویایی ، حرکت و به طور اخص هدفمندی است ، محکوم به جمود ، رکود و سکون خواهد بود.

جوانان می توانند همچون اهرمی نیرومند ، محرکه ای قوی، زمینه حرکت و شتاب به سوی فرهنگ و تمدن، اختراعات و ابتکارات را فراهم آورده، تکامل اجتماعی، آسایش، امنیت، رفاه و نیکبختی را در جامعه خویش پی ریزی نمایند.

به دنبال پیروزی انقلاب، چون دست غارتگران استعمارگر از ایران قطع شد و منافع آنان به خطر افتاد، برای حفظ منافع خود، از هیچ دشمنی و شرارت علیه ایران فروگذار نکردند.

درسالهای اولیه پیروزی انقلاب ، یکی ازخطراتی که انقلاب نوپای اسلامی را تهدید می کرد، حمله نظامی بود. امام خمینی در پنجم آذر ماه 1358، فرمان تشکیل بسیج را صادر و چنین فرمودند:

«باید همه قوایمان را مجتمع کنیم برای نجات دادن یک کشور، باید اگر مسائلی برای ما پیش بیاید، هر چه هم سخت باشد، تحمل کنیم.... قوای خودتان را مجهز کنید ، تعلیمات نظامی پیدا کنید و به دوستانتان هم تعلیم دهید... مملکت اسلامی همه اش باید نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد... همه جا باید اینطور بشود که یک مملکتی بعد از چند سالی که بیست میلیون جوان دارد، بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتش داشته باشد.»

هنوز یک سال از صدور فرمان امام نگذشته بود که رژیم بعث عراق علیه ایران دست به یک حمله همه جانبه زد. جوانان بسیجی که به فرمان امام در پایگاههای مقاومت گرد آمده بودند، با اشاره ایشان به جبهه های نبرد هجوم بردند و تا آخرین قطره خون خویش ، ایستادگی و مقاومت کردند.

در طول هشت سال دفاع، بسیج آن چنان درخشید که دشمنان اعتراف کردند : قدرتی که در بسیج نهفته توان مقابله با یکایک ارتشهای کلاسیک جهانی را دارد. وظیفه بسیج فقط به جنگ و مسئله نظامی محدود نمی شود و امنیت داخلی کشور در سخت ترین شرایط یعنی دوران فعالیت منافقین و دیگر گروههای ضد انقلاب نیز به مدد نیروهای بسیج و پایگاههای مقاومت حفظ گردید. در حوادث طبیعی و بلایا، حضور بسیجیان گره گشای مشکلات و مایه دلگرمی مردم و مسئولین بوده است. کما اینکه در حادثه اسف بار زلزله رودبار در سال 1369، سرعت عمل و ایثار نیروهای مردمی در عملیات نجات به حدی بود که خارجیان حاضر در منطقه با اظهار تعجب از حضور گسترده بسیجیان ، اقرار کردند ، باوجود چنین نیروی کارآمدی به حضور آنان احتیاج نیست. اصولاً تفکر بسیجی کارسازترین عامل در سخت ترین میادین مبارزه بوده است.

دریک جمله ، بسیج لشکری آماده ، مخلص و همواره گوش به فرمان رهبری است .


 
comment نظرات ()
 
 



کد دعای فرج برای وبلاگ